إِنْ‏ أَحْسَنَ‏ الْحَسَنِ‏، الْخُلُقُ‏ الْحَسَنُ

شیخ صدوق، کتابی دارد با عنوان خصال که در این کتاب احادیثی که دارای ویژگی های خاصی هستند را آورده است.از جمله احادیثی که در آن عددهای ویژه ای آورده شده است .

به بهانۀ میلاد امام حسن (علیه السلام)، دوست داشتم هدیه ای رو به دوستان بدهم و باعث شد این حدیث رو که شیخ صدوق در کتاب خصال خویش آورده است را برای دوستان بیان کنم .

ویژگی ای که باعث شده است، شیخ صدوق آن را در کتاب خصال خویش بیاورد، این است که در سلسلۀ سند ابتدای آن که به امام حسن (علیه السلام) می رسد نام سه تن به نام حسن (علیه السلام) و بعد از ایشان نام سه نفر با کنیۀ ابوالحسن آورده شده است و جدای از آن در متن حدیث سه بار واژۀ «حسن» آورده شده است.

متن حدیث عبارت است از :

حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ عَلِیُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ الْأَسْوَارِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو یُوسُفَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ السِّجْزِیُ‏[۱] الْمُذَکِّرُ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو مُحَمَّدٍ عَبْدُ الْعَزِیزِ بْنُ عَلِیٍّ السَّرَخْسِیُّ بِمَرْوَ الرُّوذَ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو بَکْرٍ أَحْمَدُ بْنُ عِمْرَانَ الْبَغْدَادِیُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ عَنِ الْحَسَنِ عَنِ الْحَسَنِ:‏ إِنْ‏ أَحْسَنَ‏ الْحَسَنِ‏ الْخُلُقُ‏ الْحَسَنُ‏.[۲]

در این حدیث زیبا، امام حسن(علیه السلام)، بهترین نیکی ها را خلق نیکو بیان می دارد .

در اینجا لازم است نکاتی را خدمت خوانندگان عزیز عرض کنم :

امام (علیه السلام)، در این حدیث، جایگاه خلق نیکو را آن قدر بالا می برند در حدی که آن را برترین نیکی ها بیان می دارند. یعنی نیکی هایی که انسان می تواند در مقابل دیگران انجام دهد، متنوع می باشد ولی بالاترین ایشان همان حسن خلق یا اخلاق نیکوست .
مفهوم حسن خُلق در سنّت اسلامی، در دو دلالت خاص و عام به کار میرود.
در معنای خاص، حسن خلق بر فضائل اخلاقیِ ناظر بر مدارا و حسن معاشرت با مردم دلالت دارد و در معنای عام، مراد از آن، مجموعه تمامی رفتارهای نیکو و اخلاق پسندیده است.
حسن خلق، به معنای نرم خویی، پاکیزه گفتاری، گشاده رویی و منش زیبا و با دیگران پاکیزه برخورد کردن است.
برخی از حسن خلق ها به نگاه های انسان وابسته است. بدین معنا که اندیشه انسان است که باعث می شود، انسان با دیگران مدارا داشته باشد و با ایشان به دیدۀ احترام نگاه کند . بدین معنا که تو هم اندیشه ای و نوع اندیشه است که رفتار ساز است . من در صورتی با جامعۀ پیرامون خود برخوردی مناسب دارم که برای انسان ارزش قائل شود و به عبارتی او را عیال الله[۳] بدانم. در غیر این صورت است که انسان را برده ای برای رسیدن خویش به اهدافم می داند و به دنبال استعمار ایشان به هر وسیله ای حتی از بیان بردن ایشان اقدام خواهم کرد.
برخی از برخوردهای انسان، به مسائل ژنتیکی و نیز خوراک انسان ارتباط دارد که این بحث مفصلی دارد که در جای خود بدان خواهم پرداخت و مطالب مفصلی رو خدمت خوانندگان عزیز تقدیم خواهم کرد.


[۱].  فی بعض النسخ« السحرى» و هو منسوب الى السحر، و اما السجزى فمنسوب الى سجز اسم لسجستان.

[۲] . خصال ، ج ۱، ص ۲۹

[۳] . کافی ج ۲، ص ۱۶۴: «عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏ الْخَلْقُ عِیَالُ‏ اللَّهِ‏ فَأَحَبُّ الْخَلْقِ إِلَى اللَّهِ مَنْ نَفَعَ عِیَالَ‏ اللَّهِ‏ وَ أَدْخَلَ عَلَى أَهْلِ بَیْتٍ سُرُوراً.»

همچنین ببینید

سبک بهتر زیستن

متن کتاب «سبک بهتر زیستن»

مقدمه و پیش گفتار یافتن راه درست زیستن و رسیدن به سعادت و خوشبختی، از …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.